فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
تدلیس در صورتی محقق می شود که صفت مورد ادعا جهت فسخ نکاح، در عقد تصریح شده و عقد متبانیاً بر آن واقع شده باشد.

فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه – در این مطلب تعداد ۱۰ رای در خصوص فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه در اختیار همراهان پایگاه خبری داورگاه قرار گرفته است. ولی به طور خلاصه باید بیان داشت که تدلیس در صورتی محقق می شود که صفت مورد ادعا جهت فسخ نکاح، در عقد تصریح شده و عقد متبانیاً بر آن واقع شده باشد.

رای اول

درخواست فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه

چکیده: صرف قید عدم سابقه ازدواج زوجه در قباله نکاح و کشف خلاف آن، موجب خیار فسخ نکاح بر مبنای تدلیس نخواهد بود؛ زیرا این صفت (عدم ازدواج سابق) برای زوجه، باید در عقد تصریح و عقد بر مبنای آن واقع شود.

شماره دادنامه قطعی : ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۸۲۰۰۳۳۷

تاریخ دادنامه قطعی : ۱۳۹۳/۰۹/۲۵

خلاصه جریان پرونده

به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، آقای غ.ع. به‌موجب دادخواستی که به طرفیت خانم م.د. تقدیم دادگاه عمومی شیراز نموده است، تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح دائم به لحاظ تدلیس و فریب در ازدواج نموده و در شرح دادخواست توضیح می‌دهد که خوانده طبق سند رسمی ازدواج همسر دائم وی(خواهان) بوده که خوانده قبل از عقد با معرفی خود به‌عنوان دختر فاقد سابقه ازدواج به عقد وی(خواهان) در آمده و در صفحه ۷ سند ازدواج مجدداً تأکید و امضاء نموده که هیچگونه سابقه ازدواج قبلی نداشته است و به‌هرحال عقد متبایناً بر این شرط منعقد شده است و در پی اقدام و پیگیری‌های مکرر جهت وام ازدواج از طریق سامانه و بانک مشخص گردید که خوانده قبلاً سابقه ازدواج داشته و نوبت وام گرفته، فلذا با فریبکاری و حیله سابقه ازدواج قبلی خود را از وی(خواهان) مکتوم نموده بوده که با توجه به شرح فوق، تقاضای فسخ نکاح به استناد ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی شده و عنداللزوم سابقه ازدواج خوانده از دفترخانه رسمی ازدواج شماره … جهرم استعلام شود و خوانده نیز معترف می‌باشد و فتوکپی‌های: ۱- سند رسمی ازدواج شماره ۳۲۸۰-۹/۷/۹۱ تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره … شیراز مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم فی‌مابین م.د. و غ.ع. ۲- شناسنامه و کارت شناسایی ملی غ.ع. ۳- شناسنامه و کارت شناسایی ملی م.د. را پیوست دادخواست تقدیمی می‌نماید.

دادخواست مذکور در تاریخ ۲۶/۴/۹۲ جهت رسیدگی به شعبه ۱۲ دادگاه عمومی ویژه خانواده شیراز ارجاع شده و طرفین حسب دستور دادگاه، دعوت به دادرسی می‌گردند.

خواهان طی لایحه‌ای که مورخ ۲۹/۵/۹۲ می‌باشد و تقدیم دادگاه نموده و در پرونده امر مضبوط است با استناد به ماده ۶۸ قانون آئین دادرسی مدنی اعلام می‌دارد که با توجه به جلسه اول دادرسی، ضمن اصرار بر خواسته خود، تقاضای صدور حکم بر تنفیذ فسخ، واقع شده و همچنین صدور حکم به بی حقی خوانده نسبت به مهریه و محکومیت خوانده به استرداد خسارات خویش را به لحاظ فریب و تدلیس خوانده در ازدواج نموده و با استناد به تعدادی استفتاء و فتاوای معموله از مراجع تقلید و اظهارنامه ارسالی برای خوانده و نیز مکتوب منتسب به خوانده(م.د.) مبنی بر خروج از منزل خواهان در تاریخ ۱۶/۵/۹۲ به لحاظ اینکه قصد طلاق از خواهان را دارد و تعدادی اوراق دیگر که ضمیمه لایحه مزبور است، مطالبی را در توجیه خواسته خویش می‌نماید.

در تاریخ ۲۹/۵/۹۲ جلسه دادرسی شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز با حضور خواهان (زوج) تشکیل شده و خواهان اظهار می‌دارد که تقاضای فسخ نکاح را دارد و وقتی زن گرفته، گفتند دوشیزه است و بر مبنای اینکه دختر باکره است او را گرفته و به بانک برای وام ازدواج مراجعه نمودند که گفتند ایشان چند قسط از وام ازدواج بدهکار است و بگوئید که بیاید قسط‌هایش را پرداخت نماید و از آنجا متوجه شده که خوانده دختر نبوده بلکه مطلقه بوده است و به گفته بانک بر اساس مدارک موجود در بانک، ایشان سه سال پیش ازدواج کرده است و بقیه صحبت‌های خود را نیز به شرح لایحه فوق اعلام داشته و در قبال سؤال دادگاه مبنی بر اینکه چه مدت زندگی مشترک داشته‌اند؟ پاسخ می‌دهد که مدت ۷ ماه با خوانده زندگی مشترک داشته و دقیقاً به تاریخ ۲۰/۴/۹۲ متوجه شده که خوانده سابقه ازدواج دارد و در مدت ۷ ماه متوجه نشده بود چون در نوبت وام بوده و با مراجعه به بانک و زدن و وارد کردن اسم در سامانه بانکی متوجه شده که همسرش(خوانده) سابقاً شوهر داشته است.

دادگاه مذکور در جلسه فوق از سردفتر طلاق … جهرم استعلام می‌نماید که با بررسی دفتر اعلام دارند که نوع طلاق خانم م.د. چیست؟ دفتر رسمی طلاق شماره … جهرم طی نامه مورخ ۳۰/۵/۹۲ در پاسخ استعلام شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز اعلام می‌دارد که نوع طلاق خانم م.د. با مراجعه به دفتر ثبت بائن باکره غیرمدخوله می‌باشد.

شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز به موجب دادنامه غیابی شماره ۹۲۰۹۹۷۰۷۰۶۰۰۰۷۰۸-۶/۶/۹۲ خواسته غ.ع. به طرفیت م.د. را فسخ نکاح دائم به لحاظ تدلیس و فریب در ازدواج به شرح دادخواست تقدیمی عنوان نموده و خلاصتاً پس از انعکاس اظهارات خواهان، با توجه به اینکه خوانده در جلسه دادرسی حضور نیافته و ایراد و دفاعی به عمل نیاورده است و حسب مفاد دادخواست و ملاحظه سند نکاحیه و اعلام زوجه مبنی بر اینکه فاقد سابقه ازدواج قبلی است و عقد نیز متبایناً بر مبنای این امر واقع گردیده است، لذا خواسته خواهان را ثابت اعلام داشته و به استناد ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، حکم به فسخ نکاح فی‌مابین خواهان و خوانده صادر می‌نماید.

رأی فوق‌الذکر توسط آقای س.ح.(کارآموز وکالت) به وکالت از خانم م.د. مورد واخواهی قرار گرفته و وکیل مذکور به‌موجب لایحه واخواهی تقدیمی، خلاصتاً اعلام می‌دارد که واخوانده قبل از ازدواج به ‌وسیله خانمی که از طرف او برای خواستگاری فرستاده شده بود، از ازدواج قبلی واخواه که غیرمدخوله بود آگاه شد. لذا حق فسخ وی ساقط شده است و نظر به اینکه خیار فسخ فوری است و حدود ۸ ماه بعد، واخوانده اقدام به واخواهی کرده است، اگر حق فسخ نیز به فرض محال داشته باشد، مطابق ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی، حق فسخ وی ساقط شده است.

طرفین به‌منظور رسیدگی به دعوی واخواهی به موجب دستور دادگاه دعوت می‌گردند.

واخوانده (زوج) با ابراز فتوکپی‌های توافق‌نامه با زوجه جهت طلاق و نامه مورخ ۳۱/۵/۹۲ اداره ثبت‌احوال شیراز به کلانتری ۲۰ شیراز دایر بر وقوع یک فقره ازدواج و طلاق فی‌مابین م.د. با م.ی. و برگ تحقیق از م.د. در تاریخ ۲۷/۲/۹۲ در شعبه ۲۴ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شیراز به‌عنوان متهم و اظهار مشارٌالیه‌ها مبنی بر اینکه شاکی قبل از ازدواج با وی (م.) نزدیکی کرده و بکارت او را از بین برده و او را کتک می‌زده و اظهارات شاکی را قبول ندارد و دادخواست توافقی جهت طلاق توسط غ.ع. و م.د. در تاریخ ۱۹/۵/۹۲ و فسخ نامه و طلاق‌نامه‌ عادی که نوع طلاق در آن خلعی بائن قیدشده و تعدادی اوراق دیگر به‌طور اجمال تقاضای تأیید رأی واخواسته را مبنی بر فسخ نکاح می‌نماید.

در تاریخ ۲۳/۷/۹۲ جلسه دادرسی شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز با حضور واخواه(زوجه) و وکیل وی تشکیل شده و در این جلسه واخواه یک نفر گواه به دادگاه معرفی می‌نماید و وکیل واخواه با تقدیم لایحه دفاعیه در دو برگ مطالبی را در خصوص چگونگی ازدواج واخواه و واخوانده و در دفاع از دعوی مطروحه زوج عنوان نموده و به شهادت واسطه ازدواج طرفین استناد می‌نماید و دلایل را به شرح لایحه مذکور اعلام می‌دارد. سپس دادگاه از شاهد تعرفه شده وکیل واخواه بنام خانم م.ق. تحقیق معمول داشته و گواه مزبور اظهار می‌دارد که آقای غ.ع. به وی(گواه) زنگ زد و گفت یک زن می‌خواهم و به او گفتم دختری است در روستای جهرم که خواهر شهید است و به صاحب‌الزمان به او گفتم این دختر که به شما معرفی می‌کنم قبلاً ازدواج کرده است و طلاق گرفته است و جریان ازدواج سابق م. را به او گفتم. سپس دادگاه از مادر واخواه نیز که در دادگاه حضور دارد خطاب می‌نماید که با در نظر گرفتن خداوند حقیقت را بیان نمایید. و ج.ر. (مادر واخواه) اظهار می‌دارد که من به آقای ع. گفتم که دخترم قبلاً آزاد بوده است و مهرش حلال و تنش آزاد و جریان ازدواج قبل را به او اطلاع دادم.

شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز طبق دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۷۰۶۰۰۰۹۷۴-۲۵/۷/۹۲ واخواهی محکومٌ‌علیه ها را حسب لایحه تقدیمی وکیل واخواه و اظهارات شهود وی در جلسه دادرسی و اینکه واخوانده حضور نیافته و ایراد و دفاعی به عمل نیاورده است، وارد دانسته و ضمن فسخ دادنامه معترض‌ٌعنه، به استناد ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی حکم به بی حقی خواهان بدوی صادر می‌نماید.

دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی آقای غ.ع. واقع شده و شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان فارس طرفین را دعوت به دادرسی می‌نماید.

در تاریخ ۳۰/۹/۹۲ جلسه دادرسی دادگاه تجدیدنظر مذکور تشکیل شده و تجدیدنظرخواه (زوج) لایحه تقدیم داشته و در دادگاه حاضر نمی‌گردد و تجدیدنظر خوانده نیز که اخطاریه وی طبق ماده ۷۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ شده است، در دادگاه حاضر نمی‌شود.

شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان فارس بر اساس دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۷۱۲۱۸۰۱۱۲۵-۷/۱۰/۹۲ به لحاظ اینکه ایراد و اعتراض موجه و مؤثری که موجب نقض رأی تجدیدنظر خواسته باشد، به عمل نیامده است. زیرا تجدیدنظرخواه هیچگونه دلیل و مدرکی دال بر وقوع تدلیس یا فریب در ازدواج اقامه ننموده است و اینکه در سند نکاحیه قیدشده سابقه ازدواج زوجه و غیره ندارد، حاکی از شرط صفت خاص به نفع زوج نمی‌باشد. زیرا چنانچه زوج قصد تعیین صفت خاصی در زوجه داشت، می‌بایست در عقد تصریح می‌کرد و یا قبل از ازدواج راجع به آن با زوجه صحبت می‌کرد و سپس عقد نکاح بر مبنای آن منعقد می‌گردید که چنین اتفاقی نیفتاده است و از طرف دیگر گواه تعرفه شده زوجه گواهی داده است که به آقای غ.ع. گفتم دختری که به شما معرفی می‌کنم قبلاً ازدواج کرده و طلاق گرفته است. بنا به مراتب فوق، هیچگونه موجب قانونی جهت نقض رأی تجدیدنظر خواسته وجود ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی معموله، مبادرت به تأیید و استواری آن می‌نماید.

دادنامه مرقوم نیز حسب گزارش مأمور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ ۲۱/۱۰/۹۲ به آقای غ.ع. ابلاغ قانونی شده و مشارٌالیه به‌موجب دادخواستی که در تاریخ ۲۴/۱۰/۹۲ در دفتر دادگاه صادرکننده رأی فوق‌الذکر به ثبت رسیده است، مبادرت به فرجام‌خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یادشده، پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به پرونده به این شعبه ارجاع می‌شود و مندرجات عرض حال فرجام‌خواهی تقدیمی فرجام‌خواه و لایحه و مدارک ضمیمه آن، به هنگام شور قرائت خواهند گردید.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی آقای غ.ع. از دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۷۱۲۱۸۰۱۱۲۵-۷/۱۰/۹۲ صادره از شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان فارس که متضمن تأیید دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۷۰۶۰۰۰۹۷۴-۲۵/۷/۹۲ اصداری از شعبه ۱۲ دادگاه خانواده شیراز مبنی بر اعلام بی حقی فرجام‌خواه در دعوی مطروحه مشارٌالیه به طرفیت فرجام‌خوانده (زوجه) بخواسته فسخ نکاح دائم به لحاظ تدلیس و فریب در ازدواج بجهت غیر مدلل بودن دعوی مزبور به کیفیت منعکس در دادنامه‌های فوق و پرونده امر می‌باشد، درخور پذیرش نیست. زیرا از ناحیه فرجام‌خواه در قبال دادنامه فرجام‌خواسته، تعرض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار باشد، صورت نپذیرفته و مندرجات عرض حال فرجامی تقدیمی مشارٌالیه و لایحه و اوراقی که به‌عنوان مستند ابراز گردیده است، علاوه بر عدم تأثیر در مقام و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان‌شده و ملحوظ نظر دادگاه‌های ذی‌ربط قرارگرفته‌اند، با التفات به جهات موجهه و استدلال و توجیهات منعکس در دادنامه معترض‌ٌعنه، به‌گونه‌ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس آراء یاد شده و مبانی استنباط قضائی و تشخیص دادگاه‌های مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل موجود و مؤدای گواهی خالی از شائبه گواه تعرفه شده فرجام‌خوانده در محضر دادگاه بدوی و مجموع محتویات پرونده امر اصدار یافته‌اند، وارد ساخته و مخالفت آنها را با موازین شرعی و یا مقررات قانونی مدلل نموده و نقض رأی معترض‌ٌعنه را ایجاب نمایند و مندرجات سند نکاحیه و نحوه اقدامات معموله فرجام‌خواه در تهیه و تنظیم مکتوبات ابرازی مشارٌالیه و منتسب به فرجام‌خوانده نیز صحت استدلال محاکم فوق‌الذکر را قوت می‌بخشند. علیهذا مستنداً به مادتین ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام‌خواهی معموله فرجام‌خواه، دادنامه فرجام‌خواسته موصوف ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه ۲۲ دیوان عالی کشور – عضو معاون

جنتی – حضرتی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای دوم

درخواست فسخ نکاح به علتِ کتمانِ ازدواج سابق

چکیده: عدم اعلامِ ازدواجِ سابق از سوی زوجه، از موجبات فسخِ نکاح است.

شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۱۰۰۹۵۰

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

رأی دادگاه بدوی

درباره‌ی دادخواست آقای الف.ش. فرزند ن. با وکالت آقای الف.ح. به طرفیت خانم م.م. فرزند م. به خواسته اعلام فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و فریب در ازدواج دادگاه با عنایت به اوراق و محتویات پرونده ازجمله تصویر مصدق سند نکاحیه و شناسنامه مصدق خواهان و اقرار طرفین، وجود علقه زوجیت بین طرفین را محرز دانسته خواهان وکیل ایشان ضمن دادخواست و در جلسه مورخ ۰۲/۰۴/۱۳۹۲ دادگاه اعلام کردند زوجه قبل از ازدواج با خواهان، ازدواج دیگری داشته و آن را کتمان کرده است و اخذ شناسنامه المثنی که در آن نام شوهر قبلی خود را حذف کرده و در سند نکاحیه وی دوشیزه معرفی‌شده است خوانده ضمن تقدیم لایحه ثبت شده به شماره ۸۶۷ مورخ ۰۲/۰۴/۱۳۹۲ و در جلسه مورخ ۰۲/۰۴/۱۳۹۲ ضمن پذیرش ازدواج اول ایراداتی را به دعوای مطروحه بیان کرده است اینکه فسخ از ایقاعات است و دعوای خواهان مطابق قانون طرح نشده، ازدواج اول خود را به خواهان و پدر وی اطلاع داده، کیفیت اجرای مراسم عروسی و سادگی آن بیانگر ازدواج دوم می‌باشد اعمال حق فسخ فوری می‌باشد و بیماری قلبی به تنهایی برای فسخ کافی نیست و اینکه ازدواج قبلی از صفاتی نیست که زوجه موظف به اعلام آن باشد و ازدواج قبلی غیرمدخوله از شروطی نیست که عقد متبایناً به آن واقع شده باشد، نظر به‌مراتب فوق با توجه به سند نکاحیه که در آن به دوشیزه بودن زوجه (خوانده) اشاره‌ شده است و برخلاف دفاع خوانده مبنی بر اینکه ازدواج قبلی از شروطی نیست که عقد متبایناً به آن واقع شده باشد و ازدواج قبلی از صفاتی نیست که زوجه موظف به اعلام آن باشد، در حقیقت اینکه زوجه دارای سابقه قبلی ازدواج باشد یا خیر از کمالات و امتیازات زوجه بوده و عرف جامعه حساسیت خاصی در مورد اینکه دختری سابقه نکاح داشته باشد وجود دارد بنابراین دادگاه مستنداً به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی نکاح فی‌مابین طرفین را از تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۹۱ فسخ‌شده و منحل اعلام می‌نماید رأی صادره حضوری و ظرف مهلت ۲۰ روز قابل تجدیدنظر در دادگاه‌های تجدیدنظر استان می‌باشد.

 رئیس شعبه ۲۴۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ زارعی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی خانم م.م. به طرفیت آقای الف.ش. با وکالت آقای الف.ح. از دادنامه شماره ۵۷۸- ۸/۴/۹۲ شعبه ۲۴۴ دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) تهران که به‌موجب آن حکم به فسخ نکاح صادر گردیده است نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق دلایل موجود در پرونده و وفق مقررات قانونی صادر گردیده است و ایراد تجدیدنظرخواه در حدی نیست که موجب حصول علم به وجود اشتباه در حکم گردد لذا اعتراض نامبرده قابل انطباق با جهات مقرر در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ نمی‌باشد در نتیجه دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده ۳۵۸ و ۳۶۸ قانون مذکور ضمن ردّ اعتراض حکم تجدیدنظر خواسته را تأیید می‌نماید رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد.

 رئیس شعبه ۱۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

فرهبد ـ علی محمدی

رای دیوان عالی کشور

با توجه به اینکه زوجه مدعی است قبل از عقد نکاح، زوج را در جریان عقد سابق خویش قرار داده و موضوع به وی اطلاع داده است و شهود نیز اعلام کردند در مذاکرات قبل از عقد از زوجه پرسیده‌اند آیا سابقه ازدواج را به زوج اطلاع داده است و نامبرده پاسخ مثبت داد از سوی دیگر زوج اذعان دارد که هنگام عقد از نامزد داشتن قبلی زوجه اطلاع داشته ولی از عقد سابق اطلاعی نداشته و اینک پس از ۱۴ سال درخواست فسخ نکاح نموده است و با توجه به اینکه زوجه به ادعای اطلاع زوج از عقد سابق از اقامه بینه عاجز بوده و به‌حکم قاعده البینه علی المدعی و الیمین علی منـــکر حق احلاف زوج را بر عدم علم دارد که این موضوع در رسیدگی محاکم بدوی و تجدیدنظر رعایت نشده است لذا دادرسی ناقص تشخیص دادنامه فرجام‌خواسته شماره ۰۰۱۹۸۸-۲۹/۱۱/۹۲ صادره از شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران نقض و مستنداً به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع می‌گردد.

رئیس شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور- مستشار شعبه

فاضل – رزاقی

ارجاع مجدد به شعبه دادگاه تجدیدنظر

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.م. به طرفیت آقای الف.ش. با وکالت آقای الف.ح. نسبت به دادنامه شماره ۵۷۸- ۸/۴/۹۲ اصداری از شعبه ۲۴۴ دادگاه حقوقی (خانواده) تهران بدین شرح به‌موجب دادخواست زوج و به علت تدلیس عقد ازدواج بین زوج فسخ گردیده و به‌موجب دادنامه شماره ۱۹۸۸ – ۲۹/۱۱/۹۲ صادره از شعبه ۱۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران رأی بدوی تأیید گردیده در اثر فرجام‌خواهی پرونده در شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور بررسی و به لحاظ حق احلاف زوجه دادنامه صادره نقض و پرونده به این دادگاه اعاده گردیده نهایتاً با تعیین وقت رسیدگی طرفین دعوت و به‌موجب صورت‌جلسه تنظیمی و درخواست زوجه از زوج تا در خصوص مورد قسم یاد نماید و زوج مراتب احلاف را اجرا و قسم یاد نمود که زوجه در زمان ازدواج به وی نگفته است قبلاً ازدواج نموده است علی‌هذا با توجه به‌مراتب و مراسم احلاف دادگاه تجدیدنظرخواهی را غیر وارد تشخیص و مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض‌عنه تأیید می‌گردد این رأی ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ فرجام پذیر در دیوان عالی کشور است.

رئیس شعبه ۱۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

فرهبد ـ علی محمدی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای سوم

درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج زوجه

چکیده: چنانچه در هنگام خواستگاری یا زمان عقد، به‌طور صریح یا ضمنی عدم سابقه ازدواج زوجه مطرح نشده باشد دعوی فسخ نکاح توسط زوج به جهت ازدواج سابق زوجه وارد نیست.

شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۰۱۱

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۱/۱۰

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۱/۴/۹۱ آقای م.چ. دادخواستی مبنی بر فسخ نکاح به علت سابقه ازدواج خوانده و عدم اعلام به وی به طرفیت خوانده تسلیم دادگستری شیراز نموده که به شعبه ۱۲ دادگاه عمومی ارجاع شده است. زوج توضیح داده من با شرط عدم سابقه ازدواج با زوجه ازدواج کردم و طبق ماده ۱۱۲۸ق.م. تقاضای مجوز فسخ نکاح را دارم. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. در جلسه تعیین‌شده زوجه حاضر نشده است و زوج خواسته را تکرار نموده است. دادگاه با استعلام از دفترخانه پاسخ داده شد که زوجه سابقه ازدواج داشته و طلاق گرفته و طلاق بائن و زوجه غیر مدخوله بوده است. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره ۷۱۳- ۲۵/۵/۹۱ با لحاظ تحقق موضوع ماده ۱۱۲۸ ق.م. رأی به فسخ نکاح صادر کرده است. از این رأی توسط زوجه تجدیدنظرخواهی شد و پرونده به شعبه ۲۰ دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع شده است. خلاصه ایراد زوجه این است ۱- دادگاه بدوی تأخیر ۵ دقیقه‌ای بنده را عدم حضور اعلام نموده است و از حضورم امتناع کرده است. ۲- خواهان از بستگان و آشنایان ما می‌باشد کاملاً از ازدواج سابق مطلع بوده است که شاهد دارم. ۳- پس از مراودات فراوان و مشکلات فی‌مابین من مهریه را به اجرا گذاشتم و ایشان به همین خاطر این دعوی را طرح کرده است. ۴- در سند ازدواج باکره بودن اقتضاء ذات عقد است که باکره هستم حاضرم به پزشکی قانونی مراجعه کنم. تقاضای نقض رأی و ردّ ادعای خواهان را دارم. پاسخ تجدیدنظر خوانده این است مسئله عدم ازدواج سابق برای من مهم بود وی تدلیس کرده است و تخلّف از وصف شده است و پدر زوجه به‌صراحت پیش افراد اقرار نموده که اشتباه کردم این مسئله را بیان نکردم. دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره ۱۱۷۰-۱۶/۱۰/۹۱ با این استدلال قطع‌نظر از اینکه زوج حسب اظهار زوجه از بستگان زوجه بوده است و در جریان ازدواج بوده است و قطع‌نظر از اینکه طبق گواهی دفترخانه زوجه مطلقه غیر مدخوله می‌باشد زوج هیچ‌گونه دلیل و مدرکی که هنگام ازدواج شرط صریح یا ضمنی شده باشد که زوجه سابقه ازدواج نداشته باشد ندارد. با نقض رأی بدوی حکم به ردّ ادعای خواهان صادر و اعلام نموده است. از این رأی توسط وکیل زوج فرجام‌خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل زوج این است که شرط بنائی بوده است در شناسنامه زوجه سابقه ازدواج نیامده است و پدر زوجه در حضور افراد گفت اشتباه کردم که سابقه ازدواج زوجه را نگفته‌ام و موکل هیچ نسبتی با زوجه ندارد. پاسخ زوجه هم تکرار پاسخ گذشته می‌باشد.

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای جعفر الهی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره ۱۱۷۰-۱۶/۱۰/۹۱ فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده‌های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین بر دادنامه فرجام‌خواسته ایرادی وارد نمی‌باشد، ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور ـ مستشار

انصاری ـ الهی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای چهارم

تقاضای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجه

چکیده: کتمان ازدواج سابق زوجه تدلیس در نکاح محسوب نمی‌شود چراکه عدم ازدواج سابق به ‌صورت صریح در عقد اشتراط نشده است و عقد نیز متبانیاً بر این شرط واقع نشده است.

شماره دادنامه قطعی: ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۷۲۰۱۳۰۳

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۱۲/۱۱

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۲/۴/۱۳۹۲ آقای م.د. به وکالت از آقای م.م. به استناد رونوشت سند نکاحیه به شماره ۲۰۷۸۷ مورخ ۲۹/۷/۹۰ اظهارنامه مورخ ۱۷/۱۲/۱۳۹۱ استماع شهادت شهود شناسنامه و کارت ملی دادخواستی به خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم به تأیید فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و تخلف از شرط صفت به طرفیت خانم ص.الف. تقدیم و چنین توضیح می‌دهد به تجویز مواد ۱۱۲۸ و ۱۱۰۱ و ۴۳۸ قانون مدنی به استحضار می‌رساند برابر نکاح نامه تنظیمی دفترخانه ازدواج شماره . . . تبریز موکل با خوانده ازدواج نموده است و در جریان خواستگاری و مذاکرات اولیه زوجه و خانواده مشارٌالیه‌ها از اعلام ازدواج قبلی خوانده خودداری نموده‌اند درحالی‌که مقصود و هدف اصلی موکل بنا به اظهارش ازدواج با دختری بوده که صفت و وصف خاص یعنی بدون ازدواج و طلاق بوده باشد و عقد مبنیاً بر این اراده و قصد واقع گردیده ولی متعاقباً در اسفندماه سال ۱۳۹۱ بر موکل کاشف به‌عمل‌آمده که خوانده مطلقه بوده و دارای همسر قبلی بوده مضافاً سن واقعی و حقیقی زوجه پنج سال بیشتر از سن اعلام‌شده است لذا موکل بر این اساس از طریق ارسال اظهارنامه مراتب فسخ نکاح را به خوانده رسماً ‌و قانوناً‌ اظهار و اعلام داشته است توجهاً‌ به‌قاعده العقود تابعه القصود و عدم اعلام نکاح اول و سن حقیقی از طرف زوجه که مصداق تدلیس و سبب ابهام موضوع به موکل گردیده و موجب فریب مشارٌالیه واقع‌شده که قطعاً‌ و یقیناً در صورت اطلاع و علم بدان امر وصلت حاضر تحقق نمی‌یافت به علاوه عرفاً‌ و وجداناً‌ هم کتمان ازدواج قبلی و سن واقعی زوجه قابل مسامحه نبوده و دوام زندگی از ابتدای آن نیازمند صدق و راست‌گویی بوده که در مانحن‌فیه عکس آن صورت پذیرفته است لازم به ذکر است زوجین در دوران نامزدی قانونی و شرعی قرار دارند لذا رسیدگی و تحقیق و استماع شهادت شهود موکل (خواستگاری و مزاوجت به شرح ازدواج اول و سن متولد ۱۳۵۷ خوانده صورت پذیرفته و در تاریخ مؤخر خلافش ثابت گردیده) و النهایه صدور حکم به فسخ نکاح به انضمام کلیه خسارات قانونی مورد استدعاست پرونده جهت رسیدگی به شعبه ۱۷ دادگاه عمومی حقوقی تبریز ارجاع می‌شود آقای ع.م. با تقدیم وکالت‌نامه‌ای خود را به‌عنوان وکیل زوجه معرفی می‌کند شعبه مذکور در تاریخ ۳۱/۴/۱۳۹۲ با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل جلسه می‌دهد وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است شهود که نزدیکان موکل یعنی مادر و پدر و برادر مشارٌالیه هستند ـ برای بیان و اثبات شرط صفت در جریان خواستگاری که عقد نکاح بر مبنای عدم ازدواج قبلی خوانده می‌باشد تعرفه شده‌اند مضافاً زوجه سن واقعی خود را متولد ۱۳۵۷ اعلام کرده است ولی متعاقباً کاشف به‌عمل‌آمده که سن مشارٌالیه‌ها بیشتر از آن بوده است و زوجه آن را کتمان نموده است و این موضوع موجب فریب موکل شده است و موکل از طریق یکی از آشنایان خانواده زوجه در اسفندماه سال ۹۱ علم به ازدواج قبلی خوانده با شخص ثالثی هکذا به سن واقعی نامبرده پیداکرده است و با ارسال اظهارنامه مورخ ۱۷/۱۲/۹۱ رسماً و قانوناً مراتب فسخ نکاح را به زوجه اعلام داشته است که با توجه به فقدان شرط صفت که عقد نکاح که مبنیاً‌ بر آن محقق شده است و کتمان سن واقعی از موارد فسخ نکاح می‌باشد وکیل خوانده اظهار داشت در خصوص اعلام یا معرفی شهود خواهان به‌عنوان برادر، پدر، مادر در جهت اثبات ادعای واهی به استحضار می‌رساند که شهود اعلامی نظر به قرابت نسبی نزدیک و ذینفع بودن در قضیه به لحاظ عدم پرداخت مهریه در امکان فسخ نکاح قابلیت احضار و استماع شهادت نداشته و طلاق موکله در عرض ۳ ماه در هنگام دوشیزگی و باکره بودن و وصف خاص از قبیل موجود در حال حاضر نیز از طریق پزشکی قانونی بکر ایشان قابل‌اثبات است در خصوص تاریخ تولد ایشان مراتب را در هر دو مورد به خواهان اعلام و ایشان نیز قبول داشته‌اند و موکله در مقام خوانده جهت اثبات قطعی ردّ دعوی خواهان حاضر به اتیان سوگند می‌باشد صرف‌نظر از اینکه مراتب تأثیری نداشته و حکم محکمه قابل‌اثبات در سن واقعی موکله می‌باشد در ضمن طبق اقرار خواهان دفترخانه ازدواج را ایشان تهیه و مشخص نموده و طبعاً‌ مدارک موکل را قبل از ازدواج دریافت داشته و به دفترخانه مجری صیغه ازدواج تحویل نموده‌اند در ضمن خواهشمند است از شخص خواهان سؤال گردد چگونه در اسفندماه توأماً اطلاع از مراتب ادعایی حاصل نموده‌اند و قبل از آن اطلاعی نداشتند و نهایتاً ‌جهت رفع اطاله کلام به شرح لایحه شماره ۳۲۰-۳۱/۴/۹۲ اکتفا گردیده تقاضای اتیان سوگند شرعی موکله در جهت اثبات ادعا را نموده و صدور حکم شایسته در جهت بطلان دعوی خواهان را می‌نماید در ضمن هیچ ضرری متوجه خواهان نگردیده است تا از ماده ۱۱۲۸ق.م. استمداد جوید خواهان در پاسخ اظهار داشت اواخر بهمن باجناق من بنام م.الف. هر دو موضوع را برای من بیان کردند ساعت ۱۱ شب بود باجناقم به من زنگ زد و گفت کاری فوری دارم من رفتم در ماشین وی نشستم ایشان گفت من زندگی‌ام به‌هم‌خورده است نمی‌خواهم زندگی تو به هم بخورد می‌دانید که همسر شما متولد ۵۲ بوده و ۵۷ نوشته‌شده و همسرتان قبلاً‌ با شخص دیگری ازدواج‌کرده بودند و من‌بعد از آن با خوانده مسائل را مطرح کردم و ایشان قبول کردند و ایشان گفتند برویم توافقی طلاق بگیرم که من نیز با خانواده‌ام قرار شد در میان بگذارم و چون بعداً‌ اختلاف پیدا شد و آن این بود که ایشان با من تفاوت سنی زیاد داشت وکیل خوانده اضافه کرد شوهر خواهر موکله در حال متارکه و طلاق می‌باشند و طبعاً برعلیه موکل اظهاراتی را اعلام می‌نمایند و شهادت ایشان نیز قابلیت استماع نخواهد داشت در ضمن موکله دو نفر شاهد بنام م.ع. و خانم ر.غ. ‌دارند که در اواسط مردادماه خواهان و موکله در منزل ایشان جهت مصالحه حاضر و پس از مذاکرات چندین روز نهایتاً‌ شخص خواهان اعلام داشته که مراتب طلاق قبلی و اصلاح شناسنامه را قبول داشته که در صورت نیاز و صلاحدید شهود در محضر دادگاه اعلام شهادت خواهند کرد سپس خواهان توضیح داد من قبول دارم که این دو نفر که نامشان ذکر شد سعی کردند ما را آشتی دهند من هم گفتم که نمی‌توانم از این دو مورد چشم بپوشم من گفتم که بله من حاضرم ایشان به من زمان دهند تا در این مورد فکر کنم . . . دادگاه پس از استماع اظهارات بعدی طرفین و وکلای آنان ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره ۴۹۱-۹۲-۳۱/۴/۹۲ ضمن شرح دعوای خواهان و انعکاس اظهارات آنان چنین رأی می‌دهد با توجه به محتویات پرونده ازجمله کپی مصدق سند نکاحیه به شماره ترتیب ۲۰۷۸۷-۲۹/۷/۱۳۹۰ تنظیمی در دفترخانه . . . تبریز وجود علقه زوجیت دائم مترافعین را محرز می‌داند با توجه به‌مراتب و اظهارات طرفین و وکلای آنان و به دلالت ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی که اشعار می‌دارد صفت خاصی در عقد تصریح شود یا عقد متبایناً بر آن جاری گردد و ماده ۴۳۸ از همان قانون که بیان می‌نماید (تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرفه معامله شود) و با عنایت به مسئله ۱۳ و ۱۴ از مبحث القول فی العیوب الموجبه لخیار الفسخ و التدلیس از کتاب النکاح تحریرالوسیله حضرت امام خمینی ره که خیار فسخ در تدلیس و صفت کمال را به دو شرط ۱- مخفی و کتمان نمودن عیب در تدلیس ۲- ذکر صفت کمال به نحو اشتراط در عقد یا توصیف شخص به آن صفت قبل از وقوع عقد با فقدان آن صفت منوط کرده‌اند و اعتقاد زوج به وجود صفت کمال یا عدم وجود عیب و سکوت طرف مقابل را بر اظهار از موارد فسخ نمی‌دانند درحالی‌که در این پرونده حسب اقرار مدعی در مورد وجود صفت مقصود و عدم وجود عیب منظور هیچ‌گونه صحبتی و مذاکره‌ای بین طرفین واقع نشده و خواهان به‌زعم خود خوانده را باصفت مذکور و بدون عیب تصور کرده است و لذا خوانده به صفت موردنظر متصف نگردیده و عیب منظور خواهان کتمان نکرده است و در عقد به نحو اشتراط بیان‌نشده و عقد متبایناً بر آن جاری نگردیده است و عملیاتی که موجب تدلیس و مخفی نگه‌داشته شدن عیب باشد از طرف زوجه واقع نشده است لذا موضوع خواسته خواهان از مصادیق مواد یادشده و مسئله ۱۳ مذکور نبوده بلکه از مصادیق مسئله ۱۴ تحریرالوسیله است که برای خواهان حق فسخ قائل نیست بنابراین و درمجموع دادگاه خواسته خواهان را مطابق با شرع و قانون ندانسته و با استناد به مسائل یادشده و مواد بیان گردیده حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید پس از ابلاغ رأی صادره و تجدیدنظرخواهی آقای م.م. با وکالت آقای م.د. شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی نسبت به موضوع رسیدگی و با بررسی پرونده پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره ۸۱۶-۲۶/۶/۱۳۹۲ چنین استدلال می‌کند: با عنایت به محتویات پرونده توجهاً‌ به اینکه ایراد و اعتراض مؤثر و موجهی که موجبات نقض دادنامه معترضٌ‌عنه را ایجاب نماید به عمل نیامده و من‌حیث‌المجموع دادنامه مزبور موافق موازین قانونی اصدار یافته است بناء‌علی‌هذا دادگاه ضمن ردّ اعتراض مستنداً به مواد ۳۵۸ و ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می‌نماید این رأی در تاریخ ۷/۷/۱۳۹۲ ابلاغ و آقای م.م. با وکالت آقای م.د. در تاریخ ۲۷/۷/۱۳۹۲ نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجام‌خواهی می‌کند پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می‌گردد مشروح مفاد لوایح طرفین به هنگام شور قرائت خواهد شد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حیدر علی حیدری عضو ممیّز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

اعتراض فرجام‌خواه آقای م.م. با وکالت آقای م.د. نسبت به رأی شماره ۸۱۶ -۲۶/۶/۱۳۹۲ صادره از شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با توجه به مندرجات پرونده و رسیدگی‌های به‌عمل‌آمده وارد نیست ـ رأی دادگاه بنا به جهات و دلایل منعکس در آن و ملاحظه اظهارات و توضیحات طرفین و وکلای آنان به شرح صورت‌جلسه مورخ ۳۱/۴/۱۳۹۲ دادگاه بدوی مخالف قانون نمی‌باشد فلذا با ردّ اعتراض مستنداً‌ به ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ رأی فرجام‌خواسته نتیجتاً‌ ابرام و پرونده اعاده می‌گردد.

رئیس شعبه ۱۲ دیوان عالی کشور ـ مستشار

طیبی ـ حیدری فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای پنجم

تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابق

چکیده: صرف کتمان ازدواج قبلی زوجه موجب تحقق حق فسخ نکاح به دلیل تدلیس نمی‌شود مگر اینکه عدم سابقه ازدواج در عقدنامه نکاح شرط شده باشد یا عقد متباینا ًبر این مبنا منعقد شده باشد

شماره دادنامه قطعی: ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۴۰۱

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۱۱/۳۰

خلاصه جریان پرونده

خواهان زوج آقای م.ر. فرزند الف. ۳۵ ساله با وکالت آقای م.ب. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگستری شهرستان کوهدشت پیوست رونوشت عقدنامه و غیره به طرفیت خوانده همسرش خانم ط.الف. فرزند ع. ۲۹ ساله هر دو اهل و ساکن کوهدشت تقاضای فسخ نکاح به جهت تدلیس نموده است و وکیل مذکور توضیح داده است بر اساس عقدنامه تقدیمی موکل و خوانده به عقد شرعی با یکدیگر ازدواج و خوانده در متن شرایط ضمن عقد نکاح اعلام نموده قبلاً همسر نداشته و ازدواج‌نکرده ولیکن بعد از گذشت مدتی مشخص گردیده قبلاً به مدت دو سال همسر قانونی و شرعی فردی بنام ن.الف. بوده است که حتی وام ازدواج نیز دریافت نموده‌اند و ظاهراً این موضوع از نکاح با خوانده خودداری می‌نمود و پس از اطلاع باعث بروز اختلافات شده است. لذا فسخ نکاح به علت تدلیس مورد استدعاست و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه اول دادگاه حقوقی کوهدشت مطرح و از طرف دیگر زوجه خانم ط.الف. با وکالت خانم الف.ب. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه شهرستان کوهدشت به طرفیت خوانده همسرش م.ر. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به تأدیه مهریه ۳۱۳ عدد سکه تمام بهار آزادی طرح جدید نموده است که به شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی ارجاع و مطرح گردیده است ولیکن شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی پرونده مربوطه را جهت جلوگیری از آراء متهافت و جهت رسیدگی توأمان پرونده مذکور نیز به شعبه اول دادگاه حقوقی کوهدشت ارسال و ضمیمه پرونده شعبه اول حقوقی ضمیمه پرونده نموده توأمان رسیدگی نموده است و در جلسه اولیه دادگاه خواهان اظهار داشته همسرم به دلیل اینکه قبلاً دارای همسر دیگری بوده است مرا فریب داده است و به من اطلاع نداده که قبلاً ازدواج‌کرده و حتی وام ازدواج نیز دریافت کرده‌اند و رونوشت عقدنامه قبلی پیوست پرونده می‌باشد. لذا تقاضای فسخ نکاح نموده است ولیکن خوانده (زوجه) اظهار داشته با توجه به ارتباط بسیار نزدیک موکله با خواهر خواهان و اطلاع کامل وی از موضوع عقد سابق و اینکه زوجه باکره است و حاضر است به پزشک قانونی معرفی شود لذا ادعای زوج بلاجهت و فقط جهت عدم تأدیه حقوق قانونی موکله است و تقاضا نموده دادگاه ضمن حکم به ابطال و دعوای فسخ نکاح در مورد مهریه نیز تعیین تکلیف نماید و شهود زوج ازجمله پدر و برادران وی گفته در جریان عقد خانواده زوجه راجع به ازدواج قبلی خوانده چیزی مطرح نکردند و بعد از گذشت مدتی مطلع شدیم و شهود زوجه ازجمله برادر و خواهر و خاله زوجه اعلام داشته‌اند که به زوج و خواهرش اطلاع داده‌اند و کاملاً مطلع شده و پزشک قانونی نیز اعلام داشته پرده بکارت از نوع حلقوی و بدون پارگی است و دادگاه پس از تحقیقات انجام‌شده در دادنامه شماره ۰۰۰۹۶۴ ـ ۸/۹/۹۱ در خصوص دادخواست آقای م.ر. با وکالت م.ب. به طرفیت خانم ط.الف. با وکالت خانم الف.ب. به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه عیوب زن که برای مرد حق فسخ ایجاد می‌کند در قانون احصاء شده و پنهان ماندن عقد نکاح قبلی بدون نزدیکی برای مرد حق فسخ ایجاد نمی‌کند مضافاً اینکه طبق نظریه پزشکی زوجه باکره می‌باشد لذا حکم به بطلان دعوای فسخ نکاح صادر نموده است و در خصوص دعوی خانم ط.الف. با وکالت خانم الف.ب. با توجه به عندالمطالبه بودن مهریه در عقدنامه دعوای وی را محمول بر صحت تشخیص و به استناد مواد قانونی که ذکر کرده حکم به تأدیه خوانده (زوج) تعداد ۳۱۳ عدد سکه بهار آزادی طرح جدید و یک‌میلیون و شصت هزار ریال بابت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله در حق خواهان صادر نموده است که از ناحیه وکیل زوج مورد اعتراض واقع‌شده و طی دادخواست تقدیمی و لایحه پیوست تقاضای تجدیدنظر نموده است. لذا پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان مطرح و در دادنامه شماره ۰۰۸۸۵-۱۸/۱۰/۹۱ با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه طبق محتویات و اظهارات طرفین زوجه باکره بوده و تابه‌حال تصرف نگردیده و فقط بین زوج و زوجه قبلی عقد شرعی جاری‌شده بوده و پس از عقد شرعی از یکدیگر جداشده‌اند و به لحاظ اینکه صرف اجرای عقد بین زوجه و زوج قبلی زمانی موجب فسخ نکاح است که موضوع عدم ازدواج قبلی در ضمن عقد شرط شده باشد یا عقد مبنیاً بر آن جاری‌شده باشد که موارد فوق در عقدنامه ملاحظه نمی‌شود. لذا به نظر دادگاه دادنامه دادگاه بدوی قانونی بوده است و ضمن ردّ اعتراض دادنامه بدوی را تأیید می‌نماید. متعاقباً زوج آقای م.ر. با وکالت آقای م.ب. نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و طی دادخواست و لایحه فرجامی تقدیمی فرجام‌خواهی نموده است. لذا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (۲۶ دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای انصاری عضو ممیّز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره ۸۸۵-۱۸/۱۰/۹۱ فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با عنایت به محتویات پرونده‌های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین بر دادنامه فرجام‌خواسته خدشه‌ای وارد نمی‌باشد، ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور ـ مستشار

انصاری ـ الهی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای ششم

تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابق

چکیده: چنانچه زوج پیش‌تر ازدواج‌های مکرر داشته و در زمان نکاح، این موضوع را از همسر خود پنهان کند چون عقد متبانیاً بر این بسته‌شده که ازدواج اول زوج باشد بنابراین زوجه می‌تواند نکاح را فسخ کند.

شماره دادنامه قطعی: ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۷۲۰۱۲۱۷

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۱۱/۲۱

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۲۰/۴/۹۰ خانم ن.ن. به استناد تصویر رونوشت سند ازدواج پرونده کلاسه ۱۹۰۶/۸۹ مطروحه در شعبه ۲۶ دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس به طرفیت آقای م.ج. تقدیم و چنین توضیح می‌دهد اینجانب خواهان در تاریخ ۶/۱۲/۸۸ با خوانده(م.ج.) ازدواج نمودم و در تاریخ ۷/۱۲/۸۹ متوجه انواع فریب‌ها ۱ ـ تحصیلات کارشناسی زبان آلمانی معرفی نمود و اکنون کاشف به‌عمل‌آمده که مدرک دانشگاهی نداشته که یکی از شروط اینجانب برای ازدواج تحصیلات دانشگاهی همسرم بوده ۲ ـ سه ازدواج ناموفق خود را از من کتمان نموده که همسران قبلی وی نیز حاضر به ادای شهادت می‌باشند ۳ ـ سن واقعی خود را نیز از من مخفی نـگه‌داشـته که با شـکایت کیفری در هـمان تاریخ علـیه وی به جهت تدلیس در ازدواج پرونده در حال رسیدگی می‌باشد نظر به‌مراتب یادشده و اینکه عقد متبایناً بر آن واقع‌شده تقاضای رسیدگی و صدور حکم فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج را دارم پرونده جهت رسیدگی به شعبه بیست و ششم دادگاه عمومی حقوقی اصفهان ارجاع می‌گردد آقای م.ق. با تقدیم وکالت‌نامه‌ای خود را به‌عنوان وکیل زوج معرفی می‌کند و همچنین خانم‌ها ز.ب. و ش.ش. با تقدیم وکالت‌نامه‌ای به‌عنوان وکیل زوجه در پرونده مداخله می‌کنند و وکلای طرفین لایحه‌ای تقدیم که پیوست پرونده می‌گردد شعبه مذکور در تاریخ ۲۶/۷/۹۰ با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه می‌دهد وکلای طرفین اظهار داشتند که اظهارات به شرح لایحه تقدیم شده تقاضای رسیدگی را دارند دادگاه پرونده استنادی کلاسه ۹۰۰۲۴۹ از شعبه ۱۱۴ کیفری مطالبه می‌کند وکیل خواهان در این خصوص به دادگاه اعلام می‌کند با توجه به اینکه پرونده درخواستی به کلاسه ۹۰۰۱۲۵ در شعبه ۱۱۴ کیفری به شعبه ۳۲ دادیاری عودت داده‌شده و بدل آن پرونده در شعبه ۱۱۴ کیفری موجود است بدین منظور درخواست می‌شود پرونده کلاسه مزبور از شعبه ۳۲ دادیاری درخواست گردد هرچند دادسرای مربوطه موضوع شکایت دعوی را به لحاظ ترک فعل جرم ندانسته و قرار منع تعقیب صادر نموده است در این راستا پرونده کلاسه دیگری به شماره ۹۰۱۱۰۶ توضیحاً شماره ۹۰۱۰۱۶ مطروحه در شعبه ۱۱۴ کیفری به‌عنوان تدلیس در ازدواج مطرح می‌باشد که وقت رسیدگی آن به تاریخ ۱۱/۱۰/۹۰ ساعت ۳۰/۱۱ مورد لحاظ قرارگرفته است دادگاه پس از وصول پرونده استنادی کلاسه ۹۰/۵۷۳ چنین مرقوم پرونده استنادی حکایت از این دارد که در خصوص شکایت تدلیس از ناحیه زوجه علیه زوج که منتهی به‌قرار منع تعقیب شده است با اعتراض به‌قرار مربوطه به شعبه ۱۱۴ ارجاع و دادگاه محترم قرار منع تعقیب را موجه تشخیص و آن را تأیید نموده و قطعیت یافته است با این توصیف ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره ۲۱۴۵-۳۰/۱۱/۹۰ چنین رأی می‌دهد: در خصوص دعوی خانم ن.ن. فرزند الف. با وکالت خانم ز.ب. به طرفیت آقای م. ج. فرزند ع. با وکالت آقای م.ق. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس در آن موضوع سند نکاحیه شماره ۳۷۱۵مورخ ۶/۱۲/۱۳۸۸ دفتر شماره …. حوزه ثبت اصفهان بدین توضیح که خواهان و وکیل وی اظهار داشتند در زمان عقد ازدواج خوانده خود کارشناس زبان آلمانی و دارای کمتر از سن درج‌شده در سند سجلی و اینکه تابه‌حال سابقه ازدواج نداشته معرفی نموده حال‌آنکه پس از عقد مشخص‌شده که نامبرده فاقد تحصیلات دانشگاهی و دارای چند فقره ازدواج ناموفق و همچنین داشتن سنی بالاتر از سن اعلامی می‌باشد علی‌هذا دادگاه نظر به محتویات پرونده و نظر به اینکه موضوع تدلیس در ازدواج با شکایت زوجه در دادسرا مطرح و به لحاظ عدم احراز وقوع بزه قرار منع تعقیب که این قرار در دادگاه شعبه ۱۱۴ تأیید گردیده ردّ شده و نظر به عدم‌کفایت ادله اثباتی و مستنداً به ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی رأی به ردّ دعوی خواهان صادر و اعلام می‌دارد پس از ابلاغ رأی صادره و تجدیدنظرخواهی خانم ن.ن. شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان بدواً پرونده‌های کلاسه ۹۰۰۱۲۵ و ۹۰۱۱۰۶ یا ۹۰۱۰۱۶ شعبه ۱۱۴ دادگاه عمومی جزایی اصفهان را مطالبه می‌کند و پس از وصول پرونده به شرح صورت‌جلسه پیوست (ص ۵۰ پرونده) خلاصه آن را در پرونده درج می‌کند و نهایتاً اعلام می‌کند سرانجام در تاریخ ۷/۸/۹۰ دادیار قرار مجرمیت متهم (م.ج.) را به خاطر تدلیس در امر ازدواج (خود را لیسانسیه زبان و ادبیات آلمانی معرفی کرده) را صادر پس از موافقت و کیفرخواست متهم به استناد ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسـلامی صادرشـده اسـت و پرونده جهت رسـیدگی به شعبه ۱۱۴ دادگاه عمومی جزایی اصفهان ارجاع که این شعبه متهم از اتهام انتسابی به دلایل مندرج در دادنامه تبرئه می‌کند که براثر تجدیدنظرخواهی پرونده در شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان در نوبت رسیدگی قرار می‌گیرد که نهایتاً‌ برابر تصویر دادنامه شماره ۱۲۳۹ مورخ ۹/۹/۱۳۹۱ شعبه ۸ دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان دادنامه شماره ۹۱۰۱۹۵-۲۵/۲/۹۱ صادره از شعبه ۱۱۴ دادگاه عمومی جزایی اصفهان مستنداً به بند الف ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی کیفری تأیید و استوار می‌نماید دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را به دادرسی دعوت می‌کند و در تاریخ ۲۲/۳/۱۳۹۲ با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل جلسه می‌دهد وکیل زوجه ضمن تکرار مفاد دادخواست توضیح می‌دهد چون عقد نکاح موکله مبنی برداشتن صفات کماله ازجمله تفاوت سنی کمتر از ده سال و داشتن تحصیلات دانشگاهی و پسر بودن زوج به گفت عرف و ازدواج نکردن وی واقع گردیده به‌نحوی‌که فقدان هر یک از این صفات در زوج موکله را بر آن وا‌می‌داشت که هرگز راضی به این ازدواج نشود درخواست می‌گردد به استناد مواد ۱۱۲۸ و ۴۳۹ قانون مدنی و طبق ماده یک قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ و با توجه به مسئله ۱۱۳ تحریرالوسیله حضرت امام (ره) حکم بر فسخ نکاح در دادنامه بدوی را صادر فرمایند سپس وکیل خوانده در پاسخ اظهار داشت در مورد مسئله ۱۳ تحریر مربوط به‌جایی است که شرط تصریح‌شده و در مانحن‌فیه خروج موضوعی دارد و در مورد دادنامه کیفری در رأی شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر به خاطر عدم ارائه ادله اثباتی مبنای صدور رأی بوده است آخرین اراده طرفین در سند نکاحیه قیدشده که شغل موکلم آزاد و آهن‌فروش قیدشده است آنچه قاطبه شهود در پرونده کیفری گفته‌اند و موکل هم در زمان آشنایی با این خانم که پرسیده‌اند آلمان چه‌کار می‌کرده‌ای گفته است که تحصیل می‌کردم و درست هم بوده و مدارک آن موجود است که موکلم دو، سه مستر که حدود یک سال بشود را در آلمان به تحصیل زبان آلمانی مشغول بوده است و آنچه در آلمان رویه است صدور گواهی اتمام تحصیلات است که مدرک لیسانس که در ایران مرسوم می‌باشد دادگاه خطاب به تجدیدنظر خوانده سؤال می‌کند حدود چند سال تحصیل در دانشگاه آلمان مصادف با لیسانس ایران است نامبرده پاسخ داد نمی‌دانم سپس مجدداً وکیل تجدیدنظر خوانده توضیح داد که این ادعاهایی که زوجه دارند جزء شروط ابتدایی می‌باشد که بنا بر اجماع فقهای امامیه بـاطل است و جزء شروط بنایی نمی‌باشد درواقع سه ادعای تجدیدنظرخواه مبنی بر سن موکل و تحصیلات و عدم ازدواج قبلی موکل در مورد اول جزء شروط ابتدایی با قید این نکته که فرض مبحث حقوقی است نه قید وقایع، موکل مصرانه مدعی عدم اشتراط است در مورد سوم ازدواج‌های قبلی موکل به لحاظ اعلام و اظهار ازدواج‌های قبلی به تجدیدنظرخواه توسط موکل و آگاهی ایشان از این موضوع اساساً ادعای مشروط بودن آن مفروغٌ‌عنه از مباحث شروط است تقاضای ردّ تجدیدنظرخواهی را دارد تجدیدنظر خوانده در پاسخ دادگاه اظهار داشت که من سه ازدواج قبلی داشته‌ام اولی سال ۷۵ بود به خاطر مشکلات خودم طلاق دادم و مهریه‌اش را پرداخت کردم دوم سال ۷۹ بود طلاق توافقی صادر شد ازدواج سوم سال ۸۵ بود خودم رفتم تقاضای طلاق کردم و مهریه ایشان را هم نصف پرداخت کردم و هر سه مورد ازدواج قبلیم را قبل از عقد در یک جلسه خصوصی به ایشان گفتم در مورد مدارک من با ایشان گفتم که خواهر و برادرم آلمان هستند و من هم مدتی آنجا بودم و یک دوره کالج زبان آلمانی هم خوانده‌ام که این حرف ما شده که من مدرک دارم و فلان و بهمان ـ در پایان زوجه توضیحاتی می‌دهند و دادگاه از ۴ نفر از شهود تعرفه شده خواهان به شرح اوراق جداگانه تحقیق (صفحات ۶۳ الی ۶۶ پرونده) می‌کند و آنگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره ۳۴۴-۲۸/۳/۱۳۹۲ چنین استدلال می‌کند تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه با وکالت ز.ب. و ش.ش. نسبت به دادنامه شماره ۲۱۴۵-۹۰۰ وارد است زیرا صرف‌نظر از ادعای زوجه در مورد سن و مدرک تحصیلی زوج که به سهولت قابل‌بررسی بوده و می‌تواند کوتاهی از ناحیه وی در مورد احراز صحت‌وسقم آن‌ها تلقی گردد لیکن در مورد ازدواج‌های قبلی زوج که مورد تأیید وی نیز می‌باشد و مدعی است در سال‌های ۷۵-۷۹-۸۵ سه ازدواج داشته که هر سه آن‌ها منتهی به جدایی شده است و چون ادعای زوج مبنی بر اعلام ازدواج‌های قبلی در یک جلسه خصوصی به زوجه بدون دلیل می‌باشد و اثبات نشده و از طرفی با توجه به موقعیت خانوادگی و اجتماعی و شغلی زوجه محرز است که قصد ازدواج با فردی بوده که اولین ازدواج او باشد و درواقع صفت ازدواج اول زوج جزء صفاتی است که مقصود چنین زنی با چنین موقعیتی می‌باشد، اگرچه در عقد تصریح به آن نشده باشد و به تعبیری در مانحن‌فیه صفت مذکور جزء صفاتی است که عقد متبایناً بر آن واقع‌شده لذا خواسته مطروحه ثابت تشخیص داده می‌شود و مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی در امور مدنی و مواد ۱۱۲۰ و ۱۱۲۸ قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به فسخ نکاح نامبردگان صادر و اعلام می‌گردد این رأی در تاریخ ۲/۵/۱۳۹۲ ابلاغ و آقای م.ج. در تاریخ ۱۲/۵/۱۳۹۲ نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجام‌خواهی می‌کند پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می‌گردد ـ مشروح مفاد لوایح طرفین به‌ هنگام ملاحظه گزارش قرائت خواهد شد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حیدری عضو ممیّز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

اعتراض فرجام‌خواه آقای م.ج. نسبت به رأی شماره ۳۴۴-۲۸/۳/۱۳۹۲ صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان با توجه به مندرجات پرونده و رسیدگی‌های به‌عمل‌آمده وارد نیست رأی دادگاه بنا به جهات و دلایل منعکس در آن و نحوه استدلال و اظهارات فرجام‌خواه به شرح صورت‌جلسه مورخ ۲۲/۳/۱۳۹۲ دادگاه تجدیدنظر استان و تکذیب ادعای وی از ناحیه فرجام‌خوانده و رعایت تشریفات دادرسی مخالف قانون نمی‌باشد فلذا با استناد ماده۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ رأی فرجام‌خواسته نتیجتاً ابرام و پرونده اعاده می‌گردد.

رئیس شعبه ۱۲ دیوان عالی کشور ـ مستشار

طیبی ـ حیدری فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای هفتم

دعوای فسخ نکاح به علت کتمان ازدواج سابق

چکیده: صرف کتمان سابقه قبلی ازدواج از سوی زوجه، به‌خصوص جایی که زوجه غیرمدخوله باشد، موجبی برای تحقق خیار فسخ نکاح جدید بر مبنای تدلیس نیست.

شماره دادنامه قطعی: ٩٢٠٩٩٧٢١٣٠۵٠١۵٣۶

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۱۰/۱۱

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دادخواست آقای م.الف. فرزند ع. با وکالت خانم ف.ف. و آقای م.م. به طرفیت خانم ح.پ. فرزند ج. با وکالت خانم ع.ح. به خواسته فسخ نکاح با عنایت به جامع محتویات پرونده ملاحظه تصویر مصدق سند ازدواج شماره ۱۳۸۹۰ صادره از سوی دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره ۲۴۰ تهران احراز علقه زوجیت با نوع عقد دائم و با توجه به اینکه در شرح دادخواست علت فسخ نکاح آمده، بعد از وقوع عقد به تاریــخ ۱۰/۱۲/۱۳۹۱ نکاح معلوم می‌شــود که زوجه در تاریخ مقدم به نکاح با موکل مدتی در عقد فرد دیگری بوده لذا با تــوجه به کتمان حقیقت و تدلیس از ناحیه زوجه تقاضای فسخ نکاح مورد استدعاست و با توجه به اینکه اولاً ـ تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۹۱ که تاریخ عقد بوده و معلوم شده که زوجه مدتی در عقد دیگری بوده و باید زوج فوری نسبت به فسخ نکاح اقدام می‌نموده که اقدام نشده و ثانیاً ـ نظر به اینکه در تدلیس با توجه به مفهوم ماده ۴۳۸ قانون مدنی دو شرط لازم است یکی عنصر مادی و دیگری قصد فریب که در این پرونده هیچ‌یک ملاحظه نمی‌شود و دیگر اینکه صرف عقد ازدواج بدون مواقعه از موارد تخلف از شرط صفت و تدلیس نمی‌باشد و درصورتی‌که قائل به نقص باشیم در سند ازدواج مذکور وصف یاد شده در عقد تصریح نشده و عقد متبانیاً بر آن واقع نگردیده، با این وصف دادگاه خواسته خواهان را مردود تشخیص و مستنداً به ‌ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض و رسیدگی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه ۲۳۰ دادگاه عمومی خانواده تهران ـ محمدلو

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.الف. به طرفیت خانم ح.پ. نسبت به دادنامه شماره ۰۰۹۸۷ مورخه ۱۷/۶/۹۲ صــادره از شعبه ۲۳۰ دادگاه خانواده تهران که به‌موجب آن حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر صدور حکم فسخ نکاح صادرشده است، با توجه به مندرجات پرونده و لایحه اعتراضیه و توضیحات طرفین و مستندات رأی و استدلال دادگاه دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادرشده و مخالفتی نیز با موازین شرعی ندارد لذا به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور تأیید می‌شود. این رأی ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد.

رئیس شعبه ۶۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

آل‌حبیب ـ علیخانی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای هشتم

درخواست فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق

چکیده: درصورتی‌که زوج ازدواج سابق خود را از زوجه مخفی نگه‌داشته باشد، زوجه می‌تواند به دلیل تحقق تدلیس عقد نکاح را فسخ نماید.

شماره دادنامه قطعی: ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۶۱۰۰۶۹۲

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۰۸/۰۷

خلاصه جریان پرونده

این است که خانم ب.ر. فرزند ح. اهل و ساکن سنندج دادخواستی به خواسته‌ی فسخ نکاح منضم به تصویر سند نکاحیه شماره ۸۰۹۲ـ ۱۶/۱/۸۷ تنظیمی در دفتر ازدواج شماره … حوزه ثبت سنندج و یک برگ استشهادیه به طرفیت آقای الف.ب.تقدیم محاکم عمومی شهرستان سنندج و اظهار داشته که به عقد دائم خوانده درآمده و در عقد شرط کرده که مشارٌالیه ازدواج قبلی و زندگی مشترک زناشویی نداشته باشد که بعداً مشخص‌شده که مشارٌالیه زن دیگری داشته و مدتی با وی زندگی کرده که خواهان از آن بی‌خبر بوده و شهود شاهد عقد نیز اطلاعی از این امر نداشته‌اند، ‌و اگر موضوع مطرح می‌شد من حاضر به قبول زوجیت خوانده نمی‌شدم او نیز از من مخفی کرده، ‌سه سال است که در منزل پدری هستم، ‌او باعث فریبم شده و تدلیس کرده لذا مستنداً به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی تقاضای اعلام و پذیرش فسخ نکاح را دارم.

پرونده به شعبه سوّم دادگاه عمومی ارجاع وقت دادرسی تعیین و طرفین دعوت، ‌خواهان آقای‌ ف.م. را به‌عنوان وکیل تعرفه کرده تصویر سند نکاحیه پیوست نیز حاکی است که زوج سابقه تأهل دارد و ذیل این جمله را که در بخش سایر موارد عقدنامه ذکرشده متداعیین امضا کرده‌اند چند برگ دادنامه نیز پیوست است که مفاد آن‌ها به شرح زیر است:

دادنامه شماره ۹۸۲ـ ۱۹/۱۱/۸۸ شعبه ۲ دادگاه عمومی حقوقی که در محکومیت خوانده به پرداخت مهریه زوجه به مقدار یک‌صد عدد سکه بهار آزادی و خسارات دادرسی صادر و به‌موجب دادنامه شماره ۰۰۲۴۲ـ ۲۰/۲/۸۹ شعبه ۷ دادگاه تجدیدنظر تأییدشده است و دادنامه شماره ۴۳۱ـ ۲۵/۳/۸۹ شعبه ۲ دادگاه عمومی که در تقسیط مهریه صادر و به‌موجب دادنامه شماره ۸۹۹ـ ۳۱/۶/۸۹ شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر تأییدشده است و دادنامه شماره ۷۷۷ـ ۴/۶/۸۸ صادره از شعبه ۱۱ دادگاه عمومی حقوقی که خواهان را به الزام به تمکین از خوانده دعوی محکوم و ردّ دعوی استفاده از حبس خواهان صادرشده است.

جلسه دادرسی در تاریخ ۱۸/۶/۹۱ با حضور وکیل خواهان و خوانده دعوی تشکیل، ‌وکیل خواهان اظهار داشته که خواسته فسخ نکاح است موکله می‌گوید که خوانده خودش را مجرد معرفی کرده و به دلیل حدوث اختلاف که طرفین می‌دانند تا حال مراسم عروسی انجام نگرفته در اسفندماه سال ۹۰ از طریق خویشان زوج موکله متوجه می‌شود که مشارٌالیه سابقه ازدواج داشته است لذا درخواست فسخ نکاح دارد شهود حاضر به شهادت می‌باشند، خوانده نیز اظهار داشته دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است، ‌اظهارات همسرم کذب است، ‌ایشان از سابقه ازدواج من مطلع بوده در سند ازدواج نیز قید و همسرم آن را امضا کرده درخواست ردّ دعوی را دارم، وکیل خواهان اظهار داشته در خصوص صفحه هفتم سند نکاحیه که موضوع آن وجود سابقه ازدواج است ادّعای جعل دارم تقاضا دارم موضوع به کارشناس ارجاع شود خوانده نیز ارجـاع امـر به کارشناس را پذیرفته است.

مفاد لایحه خوانده این است: آراء متعددی در رابطه با حق حبس، ‌تمکین و پرداخت مهریه صادرشده و خیار فسخ از خیارات فوری و آنی است، ‌در عقدنامه مورد ذکر و به امضای خواهان و شهود وی رسیده، ‌ادعا و اظهارات اشخاص تعرفه شده به‌عنوان شاهد که در جلسه عقد حضور نداشته‌اند مغایر سند رسمی است.

دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر کرده وکیل خواهان درخواست کرده که پرونده الزام به تمکین مطالبه شود که پس از مطالبه خلاصه‌نویسی شده مطالب مسطوری حاکی است که زوجه مدعی شده باکره است و متقاضی حق حبس است زوج مدعی شده که زوجه به مواقعه تن داده پزشکی قانونی نیز مدخوله بودن زوجه را تأیید کرده است ولی مشخص نشده که در سند نکاحیه ارائه‌شده مطالب ادعایی وجود نداشته و اصول عقدنامه فاقد صفحه مذکور بوده است، ‌نظریه کارشناسی نیز این است که این جمله » و زوج سابقه تأهل دارد برابر وکالت‌نامه شماره ۱۱۲۶ـ ۲۱/۱۲/۸۶ این دفترخانه به سند ازدواج اضافه و الحاق شده است، ‌در این مرحله م.ر. به وکالت از خوانده وارد پرونده شده است و دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با توجه به اینکه نظریه کارشناسی مصون از ایراد و اعتراض مانده و ادّعای زوج مبنی بر اطلاع زوجه مستظهر به قرائن و امارات و دلیل نبوده با پذیرش دعوی حکم به فسخ نکاح داده است از این دادنامه تجدیدنظرخواهی شده مطالب لایحه وکیل تجدیدنظرخواه چنین است: زوجه با اطلاع کامل از ازدواج قبلی زوج به عقد وی درآمده، ‌تقاضای استماع شهادت شهود را دارم، از عاقد در مورد تنظیم سند تحقیق شود، ‌مورد از اوصاف اساسی زوجین نیست که کتمان آن را بتوان تدلیس موجب فسخ دانست، ‌خیار فسخ فوری است و حال آنکه لحن اظهارات خانم حاکی است که وی سه سال است از موضوع مطلع بوده است و اختلافات مربوط به امر دیگری است و نه سابقه ازدواج، لایحه تجدیدنظر خوانده نیز که در پاسخ تجدیدنظرخواه به جعلی بـودن جمـله سابقه ازدواج، ‌نظـریه کارشناس، ‌عـدم اعتراض به نظریه است ضمناً اشاره‌شده که یک هفته پس از تقدیم دادخواست موکله متوجه سابقه ازدواج خوانده بدوی شده و احکام راجع به مهریه و تمکین و تقسیط مهریه ربطی به فسخ ندارد، ‌مرجع تجدیدنظر پس از ملاحظه لوایح با ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را تأیید کرده است از دادنامه در تاریخ ۲۴/۱۲/۹۱ فرجام‌خواهی شده دادنامه در تاریخ ۱۷/۱۱/۹۱ صادرشده ولی تاریخ ابلاغ آن مشخص نیست مطالب لایحه فرجام‌خواه این است که: ‌تنها دلیل قبول ادّعای خواهان بدوی الحاق یک جمله به سند ازدواج است و حال آنکه مطالب برای خانواده زوجه تشریح شده و شهود نیز در جریان امر بوده‌اند و برای اینکه زوجین بتوانند از وام ازدواج استفاده کنند ازدواج قبلی در سند نکاحیه ذکر نشده لازم بود که قرار استماع شهادت شهود صادر می‌شد، موکّل شناسنامه‌اش را تحویل خانواده زوجه داده که سابقه ازدواج و طلاق در آن منعکس بوده و فیلم آن‌هم اخیراً به دست موکّل رسیده، ‌اختلافات زوجین مربوط به مسائل دیگری بوده و حتی اگر ازدواج قبلی مخفی نگاه داشته شود نیز از مصادیق فریب نیست لذا استدعای نقض دادنامه را دارم مطالب لایحه فرجام‌خوانده نیز تکرار مطالبی است که در مرحله رسیدگی تجدیدنظر ابرازشده است لوایح حین‌الشور قرائت می‌شود.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمد حیدری قاسمی عضو ممیّز و بررسی اوراق پرونده اجمالاً مبنی بر ابرام دادنامه شماره ۰۱۶۷۶ـ ۱۶/۱۱/۹۱ فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

نظر به اینکه دادنامه فرجام‌خواسته به‌مقتضای محتویات پرونده، ‌اظهارات متداعیین و وکلای آنان ، ‌نظریه کارشناس مبنی بر جعل و الحاق انجام‌شده در سند نکاحیه مصون ماندن نظریه کارشناس از ایراد و اعتراض، ‌رعایت مقررات قانونی و تشریفات دادرسی صادر، فرجام‌خواه نیز مطلبی که مؤثر و موجب تخدیش اساس و تزلزل ارکان آن گردد ارائه نکرده لذا با ردّ فرجام‌خواهی دادنامه فرجام‌خواسته را به استناد مادتین ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌نماید.

مستشاران شعبه ۱ دیوان عالی کشور

حیدری قاسمی ـ علیزاده فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای نهم فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه

تقاضای فسخ نکاح به دلیل ازدواج قبلی

چکیده: ازدواج قبلی زوجه در صورت باکره بودن، از موجبات فسخ نکاح به استناد تخلف از شرط ضمن عقد نیست چراکه شرط عدم ازدواج قبلی به صورت بنایی موردتوافق طرفین قرار نگرفته است.

شماره دادنامه قطعی: ۹۲۰۹۹۷۲۱۳۰۵۰۱۰۷۴

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۲/۰۶/۰۳

رأی دادگاه بدوی

‌در خصوص دادخواست آقای ع. الف. فرزند الف با وکالت آقای م. ف. به طرفیت خانم ن.ر. فرزند ز. به خواسته فسخ نکاح به استناد ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی. با توجه به جامع محتویات پرونده و اظهارات طرفین، خواهان دلیل کافی بر اثبات ادعای خود به دادگاه ارائه ننموده است و برای دادگاه موجبات فسخ نکاح بر اساس ماده ۱۱۲۸ قانون احراز نشده است و صرف داشتن ازدواج قبلی (درصورتی‌که زوجه باکره بوده باشد) از مصادیق ماده فوق‌الذکر نمی‌باشد و تبانی بین طرفین برنداشتن هیچ‌گونه ازدواج قبلی باید احراز گردد که در‌ مانحن‌فیه محرز نمی‌باشد لذا دادگاه مستنداً به ماده ۱۲۵۷ و مفهوم ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی دعوای خواهان را رد می‌نماید. این رأی حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل‌اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و سپس ظرف ۲۰ روز قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است.

رئیس شعبه ۲۶۳ دادگاه عمومی خانواده تهران ـ حیدری

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

‌در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.الف. با وکالت م. ف. به طرفیت خانم ن.ر.م. نسبت به دادنامه شماره ۰۰۴۸۷ مورخه ۱۵/۴/۹۲ صادره از شعبه ۲۶۳ دادگاه عمومی تهران که به‌موجب آن درخواست فسخ نکاح از سوی تجدیدنظرخواه مردود اعلام‌شده است که با توجه به مندرجات پرونده و لایحه اعتراضیه و توضیحات طرفین و مستندات رأی و استدلال دادگاه دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادرشده و مخالفتی نیز با موازین شرعی ندارد. لذا به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور تأیید می‌شود. این رأی پس از ابلاغ ظرف بیست روز قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است.

رئیس شعبه ۶۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه

آل‌حبیب ـ علیخانی فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه


رای دهم فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه

دعوای فسخ نکاح به دلیل پنهان کردن ازدواج قبلی

چکیده: صرف پنهان کردن ازدواج قبلی توسط زوجه، با وصف باکره بودن وی، موجبی برای فسخ نکاح نمی‌باشد چراکه عقد مبتنی بر این شرط واقع نشده است.

شماره دادنامه قطعی: ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۳۲۲

تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۱/۰۷/۱۱

خلاصه جریان پرونده

برابر محتویات پرونده خواهان آقای م.ف. فرزند ک.، ۳۴ ساله کارمند ساکن با وکالت خانم الف. و ح.م. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه به طرفیت همسرش خانم الف.غ. فرزند م.، ۲۶ ساله، کارمند، ساکن به جهت تدلیس و فریب در ازدواج و پرداخت کلیه هزینه‌ها و خسارات دادرسی و حق‌الوکاله تقاضای رسیدگی نموده است و توضیح داده‌شده که خواهان در تاریخ ۱۳/۱۲/۸۹ با خوانده ازدواج نموده و عقد یاد شده بر این اساس بوده که خوانده تابه‌حال ازدواج ننموده است که متأسفانه بعد از وقوع عقد و قبل از هرگونه نزدیکی و مراسم عروسی خواهان مطلع می‌شود که خوانده حدود سه سال در عقد ازدواج شخصی دیگر بوده است و موضوع عقد را پنهان داشته‌اند، موضوع دادخواست پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه محترم ۲۷۱ دادگاه عمومی موردبررسی قرار گرفته است. در جلسه مورخه ۲۳/۶/۹۰ دادگاه خانواده  شعبه ۲۷۱ وکیل زوج خواسته وی را به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده است و خوانده دعوی نیز اظهار داشته دفاع من به شرح لایحه‌ای است که تقدیم دادگاه می‌کنم و ضمناً اظهار داشته که من ازدواج قبلی خود را به اطلاع زوج رسانده بودم و ایشان مطلع بود و چون دوشیزه بودم در شناسنامه ازدواج قبلی پاک شد من با همسر قبلی رابطه زناشویی نداشته‌ام و در حال حاضر هم دوشیزه هستم و حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم، کپی پزشکی در خصوص گواهی بر باکره بودن زوجه قبل از عقد خوانده با خواهان ضمیمه اوراق پرونده شده است، خواهان با تقدیم لایحه در بخشی از آن به اینکه عقد ازدواج ما با خوانده بر این اساس بوده که هر دو سابقه ازدواج نداشته‌ایم و چون [بعد] از عقد خلاف آن ثابت‌شده لذا تقاضای فسخ نکاح داده‌ام و زوجه نیز در بخشی از لایحه تقدیمی خود اظهار داشته بر فرض عدم اطلاع خواهان از عقد قبلی من، هیچ خللی به دو شرط ضمن عقد از جمله تجرّد و دوشیزگی خللی وارد نشده و آنچه شرط است دوشیزگی می‌باشد که من دوشیزه هستم و قبل از عقد با خواهان اقدام به اخذ گواهی پزشکی در این خصوص نمودم و از طرفی در جلسه خواستگاری خواهان با علم به ازدواج قبلی من اصرار به ازدواج با من را نمودند و متعاقباً اقدام به کارهای غیراخلاقی نمودند و دعاوی علیه اینجانب دادند که من هم دعوای تقابل در رابطه با عنن در زوج دادم که البته بعداً مسترد شده است کپی سند طلاق خوانده از همسر قبلی که از نوع طلاق بائن (غیرمدخوله) بوده ضمیمه اوراق پرونده شده است برابر گواهی پزشکی قانونی در معاینه انجام شده از زوجه در تاریخ ۲۳/۶/۹۰ پرده بکارت وی حلقوی با لبه نسبتاً بلند و بدون پارگی گواهی‌شده است ضمناً زوجه در بخشی از یکی دیگر از لوایح خود، زوج را بر اساس دعوای تقابل قبلی دارای عنن دانسته است و زوج به پزشکی معرفی‌شده ولی وکیل وی گفته هزینه آن بالا می‌باشد [و] تقاضا نموده که زوجه هزینه آن را که مدعی عنن در زوج است پرداخت نماید، پرونده مربوط به طلاق زوجه از همسر قبلی مطالبه و مورد مطالعه دادگاه قرار گرفته شده و از آن خلاصه‌برداری گردیده که تقاضای طلاق به صورت توافقی بوده و در صورت‌جلسه آن زوجین اعتراف نموده‌اند که هیچ رابطه زناشویی باهم نداشته و زوجه اظهار داشته که باکره است، مجدداً خواهان و خوانده با تقدیم لوایح مجدد مطالب گذشته را تکرار نموده‌اند، و در جلسه مورخه ۶/۹/۹۰ دادگاه، خوانده ضمن اینکه طلاق خود را در حال باکره بودن از همسر قبلی توضیح داده اظهار داشته که من موضوع ازدواج قبلی را به خواهان گفتم اما در مراسمات مطرح نشد و کسی هم از ما سؤال نکرد، بعضاً شهود تعرفه شده از سوی خواهان اذعان نموده‌اند که موضوع ازدواج قبلی زوجه در جلسات بله برون و عقد مطرح نگردید، شعبه محترم ۲۷۱ دادگاه عمومی خانواده دو  پس از بررسی و تحقیقات انجام شده به موجب دادنامه شماره ۰۰۰۱۵۵۶- ۲۵/۱۰/۹۰ با توجه به محتویات پرونده و مفاد دادخواست تقدیمی از ناحیه خواهان آقای م.ف. با وکالت خانم الف. و آقای ح. شهرت هر دو م. به طرفیت همسرش خانم الف.غ. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس در امر ازدواج و ملاحظه اظهارات طرفین و وکلای آنان و با عنایت به اینکه در عقد ازدواج طرفین پرونده شرط عدم ازدواج دیگری برای زوجه شرط نشده و زوجه نیز باکره می‌باشد و مستنداً به مفهوم مخالف ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی حکم به رد دعوای خواهان در رابطه با فسخ نکاح صادر نموده است، رأی دادگاه پس از ابلاغ از سوی زوج آقای م.ف. با وکالت خانم ز.م. مورد اعتراض قرار گرفته و با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و عدم توجه دادگاه بدوی به دلایل و مستندات وی و گواهی شهود و عدم ارائه دلیل از سوی زوجه مبنی بر مطلع بودن زوج از ازدواج قبلی زوجه و کلمات ارسالی از زوجه به زوج در پیامک‌ها که همگی حاکی از بی‌اطلاعی زوج بوده لذا تقاضای تجدیدنظر نموده است، وکیل زوجه نیز در رد تجدیدنظرخواهی زوج با بیان اینکه هیچگونه تردیدی در ازدواج زوجین در این پرونده صورت نگرفته لایحه‌ای تقدیم دادگاه کرده است پرونده در شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان  مطرح و بدواً به لحاظ مبهم بودن تاریخ ابلاغ را در موعد مقرر، پرونده به دادگاه بدوی عودت داده‌شده تا رفع ابهام نماید که متعاقباً اعلام گردیده که تجدیدنظرخواهی در موعد مقرر بوده است و پرونده به دادگاه تجدیدنظر عودت داده‌شده است، متعاقباً شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان  به موجب دادنامه شماره ۰۰۰۳۹۷- ۳۱/۲/۹۱ با توجه به اوراق و محتویات پرونده و اظهارات تجدیدنظر خوانده موضوع ازدواج سابق مشارالیها به تجدیدنظرخواه اطلاع داده‌شده و تجدیدنظر خوانده نیز جهت اطمینان و اثبات دوشیزه بودن خود مبادرت به اخذ گواهی پزشکی نموده و دادنامه تجدیدنظر خواسته نیز موافق موازین صادرشده و ایرادی از حیث شکلی یا ماهوی که موجب نقض گردد ارائه نشده لذا با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید نموده است، سپس زوج آقای م.ف. با وکالت خانم ز.م. در اعتراض به دادنامه فرجام‌خواسته که در آن دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید گردیده با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و تکرار مطالب گذشته آن را مخدوش دانسته و فرجام‌خواهی کرده است و وکیل زوجه نیز با تبادل لایحه در رد فرجام‌خواهی تقاضای قطعی شدن دادنامه را نموده و پرونده برای فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و مآلاً برای بررسی به این شعبه ارجاع شده است.

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن افشاری عضو ممیز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره ۰۰۰۳۹۷-۳۱/۲/۹۱ فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص فرجام‌خواهی آقای م.ف. فرزند ک. با وکالت خانم ز.م. به طرفیت همسرش خانم الف.غ. فرزند م. در اعتراض به دادنامه شماره ۰۰۰۳۹۷- ۳۱/۲/۹۱ صادره از شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان  که به موجب آن رأی شماره ۰۰۰۱۵۵۶- ۲۵/۱۰/۹۰ شعبه محترم ۲۷۱ دادگاه عمومی خانواده دو مبنی بر حکم به رد فسخ نکاح فی‌مابین فرجام‌خواه و فرجام‌خوانده تأیید گردیده است، با امعان نظر و مداقه در جامع از اوراق و محتویات پرونده اولاً- برابر قرائن و امارات مندرج در پرونده زوج فی‌الجمله قبل از اجرای عقد با زوجه از ازدواج قبلی زوجه اطلاع یافته و بر همین اساس زوجه جهت جلب اطمینان بیشتر زوج در خصوص اینکه با همسر قبلی در عقد بوده و زناشویی با وی نداشته و باکره است اقدام به اخذ گواهی در خصوص باکره بودنش به هنگام ازدواج با فرجام‌خواه کرده و عدم مطرح‌شدن ازدواج قبلی زوجه در مجلس بله برون و یا عقد یک امر متعارف بوده که طرفین نخواسته[اند] بستگان از این موضوع مطلع باشند و ثانیاً- قید عدم ازدواج قبلی زوجه جزء شروط ضمن عقد به‌صورت لفظی ذکر نشده و اجرای صیغه عقد مبنیاً بر قید مذکور نیز فاقد ادله و مدارک اثباتی قابل استناد است و آنچه که به عنوان قید و شرط در عقدنامه ذکرشده دوشیزه بودن (باکره بودن) زوجه است که هم اکنون نیز برابر گواهی پزشکی قانونی نامبرده باکره می‌باشد. بنا به مراتب یاد شده و ضمن رد فرجام‌خواهی، دادنامه فرجام‌خواسته در تأیید دادنامه تجدیدنظر خواسته ابرام می‌گردد و پرونده در اجرای ماده ۳۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می‌شود.

 رئیس شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور- مستشار

 انصاری – افشاری فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه

  • نویسنده : احسان نصوحی
  • منبع خبر : پایگاه خبری داورگاه